پایگاه‌های نظامی امریکا؛ تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه‌ای

سال‌هاست حضور نظامی امریکا در جای‌جای جهان، از خاورمیانه تا آسیای شرقی، نه با آرامش که با پرسش همراه بوده است؛ پرسش از نیتی که پشت شعار «تأمین امنیت» و «مبارزه با تروریزم» پنهان مانده و در عمل، چیزی جز گسترش هژمونی، غارت منابع و تحمیل وابستگی به کشورهای میزبان را به نمایش نگذاشته است. واقعیت‌های میدانی اما امروز صریح‌تر از هر زمان دیگری این پرده را کنار می‌زنند.

این سلطه پنهان اما ابعادی کاملاً قابل اندازه‌گیری دارد. ایالات متحده امروز بزرگ‌ترین شبکه پایگاه‌های نظامی برون‌مرزی جهان را در اختیار دارد؛ طبق داده‌های وزارت دفاع امریکا، این کشور در بیش از ۸۰ کشور جهان حضور نظامی مستقیم دارد و تنها در منطقه خاورمیانه و آسیا، ده‌ها پایگاه رسمی و غیررسمی احداث کرده است.

این شبکه گسترده در منطقه عربی شکل چشمگیر و انکارناپذیری به خود گرفته است. در قطر، پایگاه «العدید» با بیش از ۱۳ هزار نظامی امریکایی، به عنوان بزرگ‌ترین تأسیسات هوایی واشنگتن در خلیج فارس عمل می‌کند؛ پایگاهی که از سال ۲۰۰۲ بدین‌سو، فرماندهی مرکزی عملیات‌های نظامی امریکا (سنتکام) در منطقه را در خود جای داده است. در کویت، چهار پایگاه با بیش از ۱۳ هزار و پانصد سرباز مستقرند و در بحرین، ستاد پنجم ناوگان دریایی امریکا سال‌هاست بر آب‌های خلیج فارس سایه افکنده است.

در میان این پایگاه‌ها اما عراق فصلی دردناک‌تر در این داستان است. در کشوری که در سال ۲۰۰۳ با دروغ «سلاح‌های کشتار جمعی» مورد حمله واقع شد، امروزه پایگاه نظامی امریکایی «حریر» همچنان فعال‌ است؛ این در حالی است که پارلمان عراق در سال ۲۰۲۰ رأی به خروج کامل نیروهای خارجی داد، اما واشنگتن آن مصوبه را نادیده گرفت. این بی‌اعتنایی آشکار به اراده ملی یک کشور مستقل، خود گویاترین سند نقض حاکمیت ملی به دست قدرتی است که مدعی دفاع از دموکراسی است.

همین الگوی نقض حاکمیت در عربستان سعودی و امارات نیز تکرار می‌شود. ریاض دو پایگاه «الاسکان» و «امیر سلطان» را در اختیار حدود ۵ هزار نظامی امریکایی قرار داده؛ در حالی که ابوظبی با ۳ هزار و پانصد سرباز در پایگاه‌هایی چون «الظفره» و «جبل علی»، حضور این قدرت فرامنطقه‌ای را تسهیل می‌کند.

این الگو محدود به خاورمیانه نیست و مرزهای جغرافیایی را درمی‌نوردد. در ترکیه، پایگاه هوایی «اینجرلیک» در قالب چارچوب ناتو، عملاً بخشی از خاک این کشور را به زیر چتر فرماندهی مشترک امریکایی-غربی درآورده است؛ و از آسیای جنوب‌شرقی تا کوریای جنوبی و جاپان نیز همین نقشه با همین جوهر ترسیم می‌شود. وجود پایگاه‌های امریکایی در شبه‌جزیره کوریا، به‌ویژه در پی آزمایش‌های موشکی پیونگ‌یانگ، این منطقه را به یکی از مخاطره‌آمیزترین کانون‌های تنش جهانی بدل کرده است.

این گستره جهانی از تنش و بحران، پرسشی بنیادین را پیش روی مدعیات واشنگتن می‌گذارد. تناقض اصلی در روایت رسمی واشنگتن اینجاست که اگر این پایگاه‌ها برای «تأمین صلح و ثبات» ساخته شده‌اند، چرا هر منطقه‌ای که در آن مستقر شده‌اند، بیشتر با جنگ، بحران و خونریزی همراه بوده تا آرامش؟ از افغانستان تا عراق، از لیبیا تا یمن، ردپای این حضور نظامی با ردپای بی‌ثباتی همزمان بوده است.

همین تناقض زمانی عریان‌تر می‌شود که کشورهای میزبان، علی‌رغم تضمین‌های دیپلماتیک پیشین، ناگزیر از تمکین در برابر اراده واشنگتن می‌شوند؛ چنان‌که تهاجم مشترک امریکایی-صهیونی به ایران نشان داد کشورهایی که به تهران اطمینان داده بودند خاک‌شان سکوی حمله نخواهد شد، در لحظه آزمون واقعی، توان «نه» گفتن به واشنگتن را نداشتند. پایگاه‌های نظامی امریکا از این منظر نه سپری در برابر تهدید، بلکه ابزاری برای پیشبرد منافع ژئوپولیتیکی واشنگتن‌اند که هزینه‌اش را مردم منطقه می‌پردازند.

آنچه از این معادله ناعادلانه به‌روشنی برمی‌آید این است که حضور نظامی امریکا در منطقه، معادله‌ای کاملاً نامتقارن است؛ واشنگتن منافع استراتژیک می‌برد و کشورهای میزبان بخشی از حاکمیت، امنیت و استقلال خود را از دست می‌دهند. تا زمانی که این معادله تغییر نکند و کشورهای منطقه اراده‌ای مستقل و متحد برای تعریف امنیت خود بر اساس منافع ملی‌شان نداشته باشند، چرخه وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای ادامه خواهد یافت و صلح پایدار همچنان آرزویی دور خواهد ماند.

نویسنده: سمیع‌الله حقجو

مطالب مرتبط

Back to top button