بحران تروریزم در پاکستان؛ بازتاب سیاست‌های بحران‌آفرین و پیامدهای آن

پاکستان، کشوری که سال‌ها کوشیده تا از ابزار تروریزم برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک و توسعه‌طلبانه خود در منطقه بهره برد، امروز خود را در صدر فهرست جهانی قربانیان این پدیده شوم یافته است.

گزارش سالانه «شاخص جهانی تروریزم ۲۰۲۶» که توسط مؤسسه اقتصاد و صلح منتشر شده، حکایت از وضعیتی نگران‌کننده دارد. طبق این گزارش، پاکستان در سال ۲۰۲۵، با ثبت نزدیک به ۶ درصد افزایش تلفات ناشی از حملات تروریستی نسبت به سال گذشته، و رسیدن این آمار به ۱۱۳۹ نفر، از بورکینافاسو در افریقا پیشی گرفته و به کشوری با بیشترین تأثیرپذیری از تروریزم تبدیل شده است.

این ششمین سال متوالی است که پاکستان افزایش تلفات تروریستی را تجربه می‌کند. اگرچه تعداد کل حملات اندکی کاهش یافته، اما آمارها نگران‌کننده‌تر از همیشه است. این گزارش حاکی از آن است که تعداد حملات تروریستی در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۰ شش برابر شده است؛ افزایشی که مستقیماً به فعالیت گروه‌های تروریستی مختلف نسبت داده می‌شود.

در این میان، تحریک طالبان پاکستان (TTP) نقشی پررنگ ایفا می‌کند؛ این گروه مسئول ۵۶ درصد از مرگ‌ومیرهای ناشی از تروریزم در پاکستان شناخته شده و با ۵۹۵ حمله، موجب کشته شدن ۶۳۷ نفر شده است که نسبت به سال پیش از آن، ۱۳ درصد افزایش را نشان می‌دهد. این بالاترین میزان حملات و تلفات تروریستی در پاکستان طی یک دهه گذشته محسوب می‌شود، هرچند پاکستان همواره در میان ۱۰ کشور نخست این شاخص قرار داشته است.

گسترش حملات تروریستی در پاکستان در شرایطی رخ می‌دهد که این کشور همزمان با بحران‌های عمیق اقتصادی و اختلافات سیاسی-اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند. این وضعیت، تصویری تلخ از فرجام سیاست‌های بلندمدت اسلام‌آباد در قبال پدیده تروریزم ارائه می‌دهد؛ سیاستی که سال‌ها به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف منطقه‌ای و استراتژیک، به‌ویژه در قبال افغانستان، به کار گرفته شد.

این استراتژی که زمانی «عمق استراتژیک» نامیده می‌شد، امروز به بومرنگی خطرناک برای خود پاکستان تبدیل شده و حتی در محافل حکومتی و سیاسی این کشور نیز با انتقادات جدی روبرو شده است.

خواجه محمد آصف، وزیر دفاع سابق پاکستان اذعان کرده است که «سیاست کثیف» این کشور در راستای اهداف غرب طی چندین دهه، اکنون گریبان خود پاکستان را گرفته و تبعات امنیتی و سیاسی منفی برای اسلام‌آباد به بار آورده است.

مقامات و کارشناسان امنیتی پاکستان نیز گسترش ناامنی و حملات مرگبار را بی‌ارتباط با سیاست‌های گذشته نمی‌دانند. رانا ثناالله، وزیر داخله پیشین پاکستان، پیشتر اشتباهات استراتژیک گذشته را عامل تشدید ناامنی عنوان کرده بود. این اعترافات، تلویحاً نشان‌دهنده تناقض آشکار میان ادعاهای رسمی مبنی بر مبارزه با تروریزم و واقعیت سیاست‌های عملی پاکستان است.

از سوی دیگر، پاکستان همواره افغانستان را به عنوان «عمق استراتژیک» خود در برابر هند تعریف کرده و استراتژی رسمی خود را بر اساس جلوگیری از ثبات و پیشرفت افغانستان استوار ساخته است.

این سیاست دوگانه، باعث شده تا اعتماد عمومی در میان سیاستمداران افغان نسبت به پاکستان از بین برود و این کشور به عنوان یک همسایه مزاحم و بحران‌آفرین شناخته شود. در حالی که اسلام‌آباد با این تاکتیک‌ها در کوتاه‌مدت به اهدافی در افغانستان دست یافته، اما در درازمدت، این سیاست‌ها به زیان خود پاکستان تمام شده و ناامنی و بی‌ثباتی را به قلب ساختار جامعه آن کشور گسترش داده است.

این چرخه معیوب، که ریشه در دهه‌ها سوءاستفاده از تروریزم و عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی دارد، اکنون پاکستان را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار داده است. کاهش اندک در تعداد حملات، در برابر افزایش شدید تلفات، نشان‌دهنده افزایش شدت و مرگباری این حملات است. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای آینده پاکستان و ثبات منطقه است و ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های امنیتی و منطقه‌ای را بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌سازد.

احمدعلی رحمانی-خبرگزاری استقامت

 

مطالب مرتبط

Back to top button