سالروز خروج ارتش سرخ و زخم‌های ماندگار اشغال شوروی در افغانستان

امروز، ۲۶ دلو، سی‌و‌هفتمین سالروز خروج آخرین نیروهای ارتش سرخ از خاک افغانستان است؛ رویدادی که پایان یک اشغال طولانی و پرتلفات را رقم زد، اما زخم‌های عمیقی بر پیکره این سرزمین برجای گذاشت.

میخائیل گورباچف، دبیرکل وقت حزب کمونیست شوروی، در سخنرانی مشهور خود در سال ۱۹۸۶، این جنگ را «زخم خونین» توصیف کرد؛ تعبیری که عمق فاجعه را به خوبی نشان می‌دهد و اعترافی ضمنی به محاسبه اشتباه استراتژیک کرملین بود.

تهاجم گسترده شوروی در دسامبر ۱۹۷۹/۶ جدی ۱۳۵۸ خورشیدی پس از کودتای خونین ثور ۱۳۵۷ خورشدی و ناآرامی‌های داخلی، با هدف حمایت از رژیم وابسته حزب دموکراتیک خلق و نصب ببرک کارمل آغاز شد.

این اقدام، نقض آشکار حاکمیت یک کشور مستقل بود و برخلاف ادعای مسکو مبنی بر «درخواست رسمی کابل»، فاقد هرگونه مشروعیت بین‌المللی به شمار می‌رفت.

حضور نزدیک به ده‌ساله ارتش سرخ، با بمباران‌های وسیع روستاها، کشتارهای دسته‌جمعی و جنایات گسترده همراه بود. برآوردها نشان می‌دهد که بیش از یک میلیون شهروند افغان جان باختند، حدود ۱۵ هزار سرباز شوروی کشته شدند و میلیون‌ها نفر آواره گردیدند؛ آماری که عمق ویرانی را آشکار می‌سازد.

مقاومت سراسری مردم افغانستان، از قیام‌های خودجوش تا جهاد سازمان‌یافته مجاهدین، تناقض آشکاری با تصور اولیه کرملین ایجاد کرد. سران قدرت در مسکو گمان می‌کردند اشغال سریع، دولتی وابسته و نفوذ ژئوپلیتیکی پایدار در مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوروی به ارمغان خواهد آورد، اما واقعیت، باتلاقی مرگبار بود که منابع شوروی را تحلیل برد.

سرانجام پس از نزدیک به ده سال حضور نظامی و اشغال شوروی، توافقنامه‌های ژنو در اپریل ۱۹۸۸، زیر فشارهای داخلی و خارجی، زمینه خروج تدریجی نیروهایش را فراهم کرد.

خروج از ۱۵ می ۱۹۸۸ آغاز شد و در ۱۵ فبروری ۱۹۸۹/۲۶ دلو ۱۳۶۷ خورشیدی به پایان رسید، اما این عقب‌نشینی، نه پیروزی، بلکه اعتراف به شکست بود.

مقایسه این اشغال با تجربیات تاریخی دیگر، مانند جنگ‌های استعماری قرن بیستم، درس مشترکی را برجسته می‌سازد و آن این که قدرت سرنیزه، هرچند عظیم، نمی‌تواند مشروعیت مردمی را جایگزین کند.

رژیم وابسته دکتر نجیب‌الله، با همه حمایت‌های نظامی و مالی مسکو، تنها سه سال پس از خروج شوروی سقوط کرد؛ نشانه‌ای روشن از ناپایداری حکومت‌های فاقد پایگاه داخلی.

این تهاجم نه تنها افغانستان را در گرداب رقابت‌های سرد شرق و غرب فرو برد، بلکه زمینه‌ساز بحران‌های بعدی، از جنگ‌های داخلی تا ظهور گروه‌های افراطی گردید. اثرات شوم آن همچنان در ناآرامی‌ها، فقر و بی‌ثباتی جاری است و ریشه بسیاری از بدبختی‌های امروز را تشکیل می‌دهد.

خروج ارتش سرخ از افغانستان به وضوح بیان می‌کند که هیچ قدرت خارجی، هرچند مجهز به تسلیحات پیشرفته، نمی‌تواند تاریخ و سرنوشت یک ملت را مصادره کند، سرکوب و اشغال، پایداری به همراه نمی‌آورد و تنها مقاومت و مشروعیت داخلی، پایه حکومت ماندگار است.

با این همه، سالروز خروج ارتش سرخ، فرصتی برای تأمل انتقادی است؛ یادآوری اینکه نقض حاکمیت ملی و دخالت‌های بیگانه، همیشه با شکست استراتژیک و انسانی همراه بوده و اصلاح مسیر، تنها از درون جامعه ممکن می‌شود.

افغانستان امروز نیازمند درس‌گیری از این میراث تلخ است تا با تکیه بر وحدت ملی و حاکمیت واقعی مردم، از چرخه بحران‌ها رهایی یابد.

فرهاد نبوی-خبرگزاری استقامت

مطالب مرتبط

Back to top button