حمله خونین اسلام‌آباد؛ زنگ خطر تشدید بحران ناامنی در پاکستان؟

جمعه ۱۷ دلو/بهمن، در حسینیه خدیجه‌الکبری منطقه ترلای اسلام‌آباد، انفجار انتحاری نمازگزاران شیعه را در خون غلتاند. ۳۱ نفر جان باختند و ۱۶۹ تن زخمی شدند. این مرگبارترین حمله در پایتخت پاکستان از بمب‌گذاری هتل ماریوت در ۲۰۰۸ تاکنون بود. گروه تروریستی داعش مسئولیت را پذیرفت و اعلام کرد یکی از مبارزانش با کمربند انفجاری به جمع نمازگزاران حمله کرده است.

محسن نقوی، وزیر داخله پاکستان، بلافاصله انگشت اتهام را به سمت افغانستان نشانه رفت و گفت طراح اصلی حمله یک افغان وابسته به داعش خراسان بوده که از آن سوی مرز آمده است. برخی مقامات پاکستانی حتی هند را متهم به تأمین مالی کردند. این اتهامات در حالی مطرح می‌شود که واقعیت تلخ‌تر و ریشه‌دارتر است.

پاکستان طی چهار دهه گذشته یکی از پرهزینه‌ترین قربانیان تروریزم در جهان بوده است. از سال ۲۰۰۱ تاکنون بیش از ۸۰ هزار نفر در این کشور کشته شده‌اند. با این حال، تهدید داعش تا سال‌های اخیر در مقایسه با تحریک طالبان پاکستان (TTP) یا گروه‌های فرقه‌ای کمتر برجسته بود. شیعیان پاکستان حدود ۲۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند و حضور چشمگیری در اقتصاد، سیاست و جامعه دارند؛ حضوری که بارها هدف حملات فرقه‌ای قرار گرفته است.

پاکستان که خود را قربانی معرفی می‌کند، نیم قرن است که از گروه‌های تندرو به‌عنوان ابزار سیاست خارجی بهره برده و برای کسب «عمق استراتژیک» در افغانستان، اسلام‌آباد همواره افراط‌گرایی را به خدمت اهداف هژمونیک خود درآورده است. ایجاد بی‌ثباتی در کابل، جلوگیری از دولت متحد هند و کنترل مسیرهای تجاری و انرژی، بخشی از این استراتژی دیرینه بوده است.

بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱ قرار بود این استراتژی را به اوج برساند. اما نتیجه دقیقاً عکس شد. گروه‌های تروریستی که زمانی تحت کنترل یا حمایت غیرمستقیم پاکستان بودند، حالا مرزها را نادیده می‌گیرند و به داخل پاکستان نفوذ می‌کنند. داعش خراسان که از خاک افغانستان عملیات می‌کند، امروز مستقیماً اسلام‌آباد را نشانه گرفته است. این همان نتیجه معکوسی است که سیاست‌گذاران پاکستانی خلاف آن را پیش‌بینی کرده بودند.

مقامات اسلام‌آباد اکنون در بلاتکلیفی استراتژیک به سر می‌برند. سفرهای پی‌درپی مقامات نظامی و سیاسی به واشنگتن، ریاض و بجینگ، تلاشی آشکار برای جلب حمایت خارجی است تا کابوسی را مهار کنند که خود در بیداری آن نقش داشتند. اما این سفرها و اتهام‌زنی‌های تکراری، واقعیت تلخ را پنهان نمی‌کند. تروریزم دیگر یک تهدید صادراتی نیست؛ بلکه به عمق جامعه ۲۴۰ میلیونی پاکستان نفوذ کرده است.

حمله اخیر اسلام‌آباد بیش از یک رویداد تروریستی است؛ زنگ خطری است برای بازنگری اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای پاکستان. تا زمانی که افراط‌گرایی به‌عنوان ابزار سیاست خارجی پذیرفته شود، هیچ مرزی امن نخواهد ماند. پاکستان باید بپذیرد که امنیت پایدار نه در دامن زدن به ناامنی همسایگان، بلکه در ریشه‌کن کردن منابع داخلی و منطقه‌ای خشونت نهفته است. در غیر این صورت، شعله‌های تروریزم همچنان زبانه خواهد کشید و قربانیان بعدی شاید بسیار نزدیک‌تر از آنچه امروز می‌پنداریم، باشند.

نویسنده: سمیع‌الله حقجو

 

 

مطالب مرتبط

Back to top button