کودکان افغانستان؛ قربانیان خاموش بحران چندلایه

در آستانه روز جهانی کودک، بیش از ۱۵ میلیون کودک در افغانستان در سایه بحرانی چندوجهی به سر می‌برند که ابعاد انسانی، اجتماعی و راهبردی آن هشداری جدی برای آینده این سرزمین است. این روز که در ۲۹ عقرب/۲۰ نوامبر در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود، در افغانستان با تلخی و تناقضی آشکار همراه است؛ جایی که کودکان نه تنها از حقوق بنیادین خود محروم‌اند، بلکه در تنگنای فقر، گرسنگی و محرومیت به چرخه‌ای ویرانگر کشیده شده‌اند.

بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، بیش از نیمی از جمعیت افغانستان نیازمند کمک‌های بشردوستانه هستند و در غیاب این حمایت‌ها، تأمین نیازهای اولیه زندگی برای میلیون‌ها خانواده به معضلی حل‌ناشدنی بدل شده است. این وضعیت در حالی است که برنامه جهانی غذای ملل متحد به تازگی هشدار داده که کاهش کمک‌های اضطراری، افغانستان را با شدیدترین موج سوءتغذیه کودکان روبرو کرده است. یونیسف نیز اعلام کرده که ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال در این کشور دچار سوءتغذیه حاد هستند؛ رقمی که نه تنها سلامت فیزیکی نسل آینده را تهدید می‌کند، بلکه توان شناختی و بهره‌وری آنان را نیز برای همیشه تحت تأثیر قرار خواهد داد.

فراتر از بحران غذایی، کودکان افغان با محرومیت‌های متعدد دیگری نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بیکاری گسترده و فروپاشی اقتصادی، خانواده‌ها را به ناچار به سمت کار کودکان سوق داده است. در بازارها، کارگاه‌ها و خیابان‌ها، کودکانی دیده می‌شوند که به‌جای تحصیل و بازی، مشغول کارهای سخت و طاقت‌فرسا هستند. این پدیده نه تنها حق آموزش و دوران کودکی را از آنان سلب می‌کند، بلکه آنان را وارد چرخه‌ای معیوب می‌سازد که از نسلی به نسل دیگر توسعه‌نیافتگی را بازتولید می‌کند. همچنین، خشونت‌های خانگی و اجتماعی که علیه کودکان اعمال می‌شود، آسیب‌های روان‌شناختی عمیقی بر جای می‌گذارد که تبعات آن تا سال‌ها پایدار خواهد ماند.

کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹۸۹ به تصویب رسید، اصولی جهان‌شمول برای حمایت از کودکان تعریف کرد؛ اما در افغانستان، این اصول هنوز به حیطه اجرا نرسیده‌اند. میلیون‌ها کودک افغان از حق دسترسی به مراقبت‌های صحی، تغذیه مناسب، آموزش باکیفیت و محافظت در برابر خشونت محروم‌اند. بسیاری از آنان به دلیل ترک تحصیل، ازدواج زودهنگام و کار کودکی، دوران طفولیت خود را از دست می‌دهند و در آستانه بزرگسالی، بدون داشتن مهارت‌ها و تجربیات لازم، خود را در جامعه‌ای ناامن و بی‌آینده می‌یابند.

توجه راهبردی به وضعیت کودکان امری اجتناب‌ناپذیر است، زیرا سرمایه‌گذاری در نسل امروز، تعیین‌کننده سرنوشت فردای افغانستان خواهد بود. بی‌توجهی به این بحران، نه تنها یک فاجعه انسانی، بلکه یک خطر راهبردی برای ثبات، توسعه و آینده کشور است. کودکان امروز، شهروندان، کارآفرینان و رهبران فردا خواهند بود؛ و اگر آنان در فقر، بیماری و نادانی رشد کنند، جامعه‌ای ناکارآمد و آسیب‌پذیر شکل خواهد گرفت. اکنون زمان آن فرا رسیده که همه بازیگران داخلی و بین‌المللی، با مسئولیت‌پذیری مشترک، گام‌های عملی برای نجات این نسل بردارند و از تبدیل شدن این بحران به یک فاجعه نسلی جلوگیری کنند.

مطالب مرتبط

Back to top button