بن‌بست سیاسی افغانستان؛ ضرورت گذار از انحصارگرایی به عدالت اجتماعی

عبدالله رحمانی

چهار سال از بازگشت طالبان به قدرت می‌گذرد، اما افغانستان همچنان در حاشیه جامعه بین‌المللی به سر می‌برد. این انزوای سیاسی نه تنها مشروعیت حاکمیت را زیر سوال برده، بلکه زندگی میلیون‌ها شهروند را در داخل و خارج از مرزها با چالش‌های عمیق مواجه ساخته است. بحران اقتصادی، فقر فزاینده، بیکاری گسترده و موج‌های پیاپی مهاجرت، همه از پیامدهای مستقیم این وضعیت ناپایدارند.

این وضعیت در حالی رقم خورده که بازگشت طالبان به قدرت با امید به آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ افغانستان همراه بود. مردم انتظار داشتند که این گروه با عبرت از تجربه دهه هفتاد، این بار با رویکردی همه‌شمول و مسئولانه به اداره کشور بپردازد. امید آن بود که سیاست‌های تبعیض‌آمیز و انحصارگرایانه به گذشته سپرده شود و افغانستان با تنوعات قومی، مذهبی و زبانی‌اش به سوی ثبات و توسعه گام بردارد. اما این امیدها زودتر از آنچه تصور می‌رفت محو شد.

در واقع، حاکمیت کنونی نه تنها از اشتباهات گذشته درس نگرفت، بلکه با اتخاذ سیاست‌های تک‌محوری و تک‌گروهی، بن‌بست سیاسی را عمیق‌تر کرد. فقدان مشروعیت داخلی و رسمیت بین‌المللی، دو روی یک سکه‌اند که افغانستان را در تنگنای سیاسی قرار داده‌اند. جامعه جهانی بارها بر ضرورت تشکیل حکومت فراگیر با حضور همه اقوام و اقشار تأکید کرده، اما طالبان تاکنون به این خواست واقع‌بینانه گوش نداده است.

نتیجه این سیاست‌های انحصارگرایانه آن است که امروز افغانستان در چهارسوی بحران محاصره شده است. مردم در هاله‌ای از ابهام و نگرانی به سر می‌برند و آینده کشور مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. در چنین شرایط بحرانی، عبور از سیاست‌های محدود قومی و گروهی دیگر یک گزینه نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. بحران‌های چندلایه اقتصادی و اجتماعی از یک سو و تهدیدهای امنیتی که حیات سیاسی کشور را به مخاطره انداخته‌اند از سوی دیگر، اهمیت تغییرات بنیادین را بیش از پیش برجسته می‌سازند.

در غیاب چنین تغییراتی، تداوم وضعیت موجود تنها به معنای گذراندن فصل تاریک دیگری در تاریخ افغانستان است. فصلی که در آن فرصت‌های طلایی رشد، توسعه، ثبات و امنیت یکی پس از دیگری از دست خواهند رفت. چرخه معیوب بی‌ثباتی و فقر همچنان ادامه خواهد یافت و افغانستان بار دیگر از قافله پیشرفت جا خواهد ماند.

با وجود این چشم‌انداز تیره، مسئولیت تاریخی امروز بر دوش طالبان به عنوان گروه حاکم قرار دارد. آنها می‌توانند با اراده سیاسی و تصمیم‌گیری شجاعانه، زمینه‌ساز تغییرات بنیادین شوند. ثبات داخلی نه تنها اقتدار بیرونی کشور را تقویت می‌کند، بلکه افغانستان را با همه تنوعات فرهنگی، قومی و مذهبی‌اش در صحنه بین‌المللی حضوری قوی‌تر می‌بخشد.

از این رو، بن‌بست سیاسی امروز افغانستان با راهکار همدیگرپذیری واقعی و تأمین عدالت به معنای حقیقی آن قابل گشایش است. سرزمینی که همه مردمش در طول تاریخ شانه به شانه هم برای استقلال و آزادی آن جانفشانی کرده‌اند، امروز نیازمند سیاست‌های عدالت‌محور و فراگیر است. تنها با پذیرش این واقعیت است که افغانستان می‌تواند از این تنگنای مخوف به سلامت عبور کند و به سوی آینده‌ای روشن‌تر گام بردارد. بنابراین، انتخاب با حاکمان امروز است، یا پذیرش تغییر و گشایش راه به سوی ثبات، یا ماندن در باتلاق بن‌بست و فروپاشی تدریجی.

مطالب مرتبط

همچنان بخوانید:
Close
Back to top button