
حملات مرگبار پاکستان؛ میراث خونین سیاستهای مداخلهگرایانه اسلامآباد؟
در تازهترین رویدادهای امنیتی جنوب آسیا، ارتش پاکستان از درگیریهای گسترده در ایالت بلوچستان خبر داد که منجر به کشته شدن ۹۲ شبهنظامی، ۱۸ غیرنظامی و ۱۵ نیروی امنیتی شد.
این حملات هماهنگ، که روز گذشته (شنبه، ۱۱ دلو/بهمن) رخ داد، مناطق کلیدی همچون کویته، مستونگ، نوشکی، دالبندین، خاران، پنجگور، تومپ، گوادر و پسنی را هدف قرار داد و بار دیگر ناآرامیهای مزمن این منطقه را برجسته کرد.
بیانیه رسمی ارتش پاکستان این حوادث را به «تروریستان وابسته به گروه فتنه هندوستان» نسبت داد و تاکید کرد که شبهنظامیان با بدخواهی غیرنظامیان بیگناه، از جمله زنان، کودکان، سالمندان و کارگران را هدف قرار دادند. نیروهای امنیتی پاکستان بلافاصله عملیات پاکسازی را آغاز کردند که به ادعای اسلامآباد، منجر به کشته ۹۲ تروریست، از جمله سه بمبگذار انتحاری شد.
گزارشهای اطلاعاتی پاکستان از سازماندهی این حملات توسط رهبران تروریستی خارج از کشور سخن میگوید و ادعا میکند که این گروهها با «گردانندگان خود در افغانستان» در ارتباط مستقیم بودهاند. مقامات اسلامآباد همواره شبهنظامیان را به حمایت مالی هند متهم کردهاند، ادعایی که دهلینو آن را رد کرده و طالبان نیز ناامنی پاکستان را مسئله داخلی این کشور میدانند.
این تناقضها نشاندهنده پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منطقه است؛ وضعیتی که پاکستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، افزایش ناامنی در شمالغرب خود را به خاک همسایه نسبت میدهد. با این حال، حکومت طالبان این اتهامات را بیاساس خوانده و تاکید دارد که مشکلات پاکستان ریشه در سیاستهای داخلیاش دارد.
این درحالی است که سیاست خارجی پاکستان طی دهههای اخیر، بر پایه بهرهگیری از گروههای تندرو برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه بنا شده است. از زمان تهاجم شوروی به افغانستان، اسلامآباد به عنوان بازوی منطقهای غرب، به ویژه امریکا، عمل کرد و کانون محوری نیروهای برانداز نظم مرکزی در کابل شد.
این رویکرد، که در مناطق مرزی با هند و بنگلادش نیز اعمال شد، حجم عظیمی از ناامنی، بیثباتی و فروپاشیهای پیدرپی سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در افغانستان به همراه داشت. پاکستان با حمایت از گروههای افراطی، نه تنها نظم همسایه را مختل کرد، بلکه بذر بحران را در خاک خود کاشت.
خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پیشین پاکستان، سال گذشته اعتراف کرد که کشورش در چند دهه اخیر برای اهداف غرب، وارد «بازی کثیف» شد و در مورد افغانستان از سیاستهای اشتباه کار گرفت. ادغان سران پاکستانی به اشتباه، عمق پشیمانی مقامات اسلامآباد را از استراتژیهای گذشته نشان میدهد.
با بازگشت طالبان به قدرت، ورق برگشت و دامنه ناامنی معکوس شد؛ اکنون جغرافیای پاکستان، به ویژه بلوچستان، قربانی همان سیاستهایی است که اسلامآباد برای کنترل منطقه طراحی کرده بود. این چرخش، تبعات سنگین استراتژیهای بحرانآفرین را آشکار میسازد.
مقایسه وضعیت کنونی با دهههای پیشین، تناقض آشکاری را نشان میدهد؛ پاکستان که زمانی از ابزار هراسافکنی برای نفوذ در افغانستان بهره میبرد، حالا خود درگیر چرخه خشونتی است که ریشه در همان سیاستها دارد. این چرخه، نه تنها بلوچستان را ناآرام کرده، بلکه کل منطقه را در معرض تهدید قرار داده است.
سیاستهای اشتباه پاکستان، از جمله حمایت از گروههای تندرو، نه تنها اهداف منطقهایاش را محقق نکرده، بلکه به بومرنگی تبدیل شده که امنیت داخلیاش را تهدید میکند. آمار بلند قربانیان در پاکستان حداقل در سالهای پسین، گواه واضح این شکست استراتژیک است. با این همه، زمان آن رسیده که استراتژیستهای پاکستانی به اصلاح ریشهای سیاستهای خود بپردازند و از بحرانآفرینی در منطقه پرهیز کنند.
نویسنده: احمد رضا رحمانی




