درگیری‌ مرزی طالبان و پاکستان؛ لزوم پرهیز از ادبیات جنگ

درگیری تازه میان نیروهای طالبان و ارتش پاکستان در ولسوالی سپین‌بولدک قندهار، که شب گذشته (جمعه، ۱۴ قوس) با شلیک هاوان از سوی پاکستان آغاز شد، چهار غیرنظامی افغان را کشته و چهار تن دیگر را زخمی کرد؛ ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، این حمله را «نقض آشکار» حریم مرزی خواند و نیروهایش را مجبور به واکنش دفاعی دانست.

آمارهای رسمی و گزارش‌های محلی نشان می‌دهد که از اکتوبر ۲۰۲۵ (میزان ۱۴۰۴) تاکنون، درگیری‌های مرزی دست‌کم ۴۰ کشته و ۱۷۱ زخمی در سمت افغانستان به جا گذاشته؛ مرکز تحقیقات امنیتی پاکستان (CRSS) نیز ثبت کرده که در ۱۱ ماه نخست ۲۰۲۵، بیش از ۳۱۸۷ مورد خشونت در پاکستان رخ داد، با ۹۶ درصد در خیبرپختونخواه و بلوچستان، جایی که تحریک طالبان پاکستان (TTP) مسئول ۵۵۸ کشته در ۴۸۲ حمله در ۲۰۲۴ بوده و حملاتش ۹۰ درصد افزایش یافته است.

این حملات در حالی شدت می‌گیرد که تنها دو هفته پیش، مذاکرات دوجانبه در استانبول و عربستان سعودی به بن‌بست رسید. با این حال، تضاد آشکار در ادعاهای اسلام‌آباد مبنی بر «حمایت کابل از TTP» با انکار مکرر طالبان، که ناامنی پاکستان را «ریشه داخلی» می‌خواند، نشان‌دهنده تناقضی عمیق است که دیپلماسی را به حاشیه رانده و مرزها را به میدان جنگ بدل ساخته است.

در مقایسه با دوره پیش از ۲۰۲۱، که پاکستان از بی‌ثباتی افغانستان به عنوان ابزاری برای نفوذ استفاده می‌کرد، امروز همان سیاست‌ها به بومرنگی مرگبار تبدیل شده؛ وضعیتی که  TTP، متحد سابق، اکنون با افزایش پنج برابری حملات از ۲۰۲۱، بیش از ۵۰۰ نیروی امنیتی پاکستانی را در ۲۰۲۳ کشته و اقتصاد اسلام‌آباد را با خسارت سالانه ۱ میلیارد دالر از بسته شدن مرزها فلج کرده، در حالی که افغانستان به مسیرهای جایگزین روی آورده است.

به نقل از گزارش اتاق مشترک افغانستان-پاکستان، بسته شدن مرزها در چند هفته اخیر میلیون‌ها دالر خسارت تجاری وارد کرده و ترانزیت را متوقف نموده است.

پیشینه روابط دو کشور حاکی از چرخه‌ای معیوب است؛ از دهه ۱۹۸۰ که پاکستان برخی گروه‌ها را برای بی‌ثبات‌سازی افغانستان حمایت کرد، تا ۲۰۲۱ که سقوط کابل به تشدید ناامنی داخلی اسلام‌آباد منجر شد، این سیاست‌های مداخله‌جویانه اکنون به تهدیدی استراتژیک بدل گشته و مرزهای مشترک را به کانون بحران تبدیل کرده است.

با این همه، افغانستان و پاکستان، دو همسایه با مرزهای طولانی و فرهنگ مشترک، بیش از هر زمان به دیپلماسی مبتنی بر احترام متقابل نیاز دارند؛ اصلاح رویکردهای بحران‌آفرینانه اسلام‌آباد، که ناامنی را به جای حل، صادر می‌کند، می‌تواند پلی برای صلح پایدار بسازد و جوامع خسته از جنگ را به آرامش بازگرداند، پیش از آنکه گرداب تنش هر دو را فروببرد.

نویسنده: عبدالرحیم نظری

مطالب مرتبط

همچنان بخوانید:
Close
Back to top button