
رهبر شهید؛ فراتر از زمان، فراتر از مکان
در روزگاری که جهان از یک نگاه میان دو قطب سلطهگر و ستمدیده قرار گرفته است، کمتر چهرهای میتوان یافت که همزمان در دلهای آزادگان شرق و غرب عالم جای گرفته و در محاسبات قدرتهای استعماری نیز خللی جدی وارد کرده باشد. آیتاللهالعظمی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، یکی از همین چهرههای کمنظیر تاریخ معاصر بود؛ مردی که اندیشهاش بر ستونهای عدالت، کرامت انسانی و استقلال بنا شده بود و همین بنیان استوار بود که امروزه آزادگان و عدالتخواهان عالم در سوگ آن رهبر آزاده نشستهاند.
آنچه رهبر شهید را از بسیاری از رهبران و اندیشمندان متمایز میساخت، تنها گفتار او نبود؛ بلکه او الگویی عملی از پیوند علم، معنویت و تدین ارائه داد و نشان داد که میتوان جامعه بشری را بر پایه فطرت پاک انسانی، در مسیر درست هدایت کرد. این ترکیب کمیاب از دانش و ایمان عمیق، او را از یک رهبر سیاسی صرف، به نمادی فراملی و جاودان در دل تاریخ بدل کرد.
از ویژگیهای برجسته دیگر آن رهبر فرزانه، شکلدهی جریان مقاومت، هم در اندیشه و هم در عمل، در برابر دنیای سلطه و استکبار بود. از عنفوان جوانی تا آخرین لحظه حیات، او در پی عزت، آزادی و رهایی انسانها از یوغ زورگویی و سلطه بود که قرنهاست سرنوشت بشریت را به گروگان گرفته است.
از سوی هم، مجموعه صفات پسندیده انسانی و ارزشهای والای اسلامی که در وجود او گرد آمده بود، توضیح میدهد چرا نام او فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، در سراسر جهان اسلام طنینانداز شد. رهبری او فرهمندانه، عالمانه و مدبرانه بود؛ ویژگیهایی که در شرایطی بسیار دشوار به کار گرفته شد، آنجا که شرق و غرب عالم، بهصورت ترکیبی، جنگی همهجانبه و بنیانبرانداز را طی چندین دهه علیه امت اسلامی و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته بودند.
در چنین اوضاعی، رد پای افکار رهاییبخش و عدالتخواهانه رهبر شهید را میتوان از ایران گرفته تا شاخ افریقا، از افغانستان گرفته تا فلسطین و اقصی نقاط عالم دنبال کرد. این گستردگی جغرافیایی بهتنهایی گویای این واقعیت است که آنچه او نمایندگی میکرد، محدود به یک کشور یا یک ایدئولوژی بسته نبود، بلکه روایتی فراملی از مقاومت در برابر سلطه و زورگویی بود؛ روایتی که در میان ملتهای تحت ستم، از کابل تا غزه، شنونده و همراه یافت.
سران جنایت و سلطه در جهان گمان میبردند با شهادت آن رهبر فرزانه، به اهداف شوم خود دست خواهند یافت. این محاسبه اما به شدت اشتباه از آب درآمد؛ تناقضی که خود بهترین گواه بر عمق و ماندگاری اندیشه اوست. خون پاک این شهید آزاده و عدالتخواه نهتنها پایانی بر راه او نبود، بلکه فصل تازهای در حیات طیبه اسلامی گشود و اندیشه و راه او، برخلاف محاسبات دشمنانش، خواب آرام دنیای استکبار و سران فتنه را آشفتهتر کرد.
رهبر شهید، با تکیه بر عدالت، کرامت و استقلال، الگویی ساخت که فراتر از زمان و مکان خود ایستاد. شاید بتوان گفت بزرگترین میراث او این بود که ثابت کرد شهادت یک رهبر آزاده و عدالتخواه، نه پایان یک راه، که تثبیت همیشگی آن در دل تاریخ است.
نویسنده: احمدذکی نجاتی




