
جوانان، اکثریت فراموششده افغانستان
در حالی که از روز جهانی جوانان امروز چهارشنبه، ۲۱ اسد در بسیاری از کشورهای جهان تجلیل میشود و دولتها از نقش نسل جوان در توسعه سخن میگویند، در افغانستان همین روز با سایهای از بیکاری، مهاجرت و ناامیدی همراه است؛ کشوری که بیش از دوسوم جمعیت آن را جوانان تشکیل میدهند، اما فرصت چندانی برای بهکارگیری این سرمایه انسانی فراهم نشده است.
پیشینه این بحران را باید در دهههای جنگ و بیثباتی جستوجو کرد. نسلی که در سایه ناامنی بزرگ شد، امروز نیز از فرصتهای برابر برای آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی محروم مانده است. بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، ۶۳ درصد جمعیت افغانستان را جوانان تشکیل میدهند و ۴۷.۵ درصد از مردم زیر سن پانزده سال قرار دارند؛ رقمی که بهتنهایی میتواند افغانستان را به یکی از جوانترین جوامع جهان بدل کند.
اما همین آمار امیدبخش، در کنار گزارش تازه بانک جهانی، تناقضی آشکار را به نمایش میگذارد. بر پایه این گزارش، رشد اقتصادی افغانستان در سال ۲۰۲۵ هرچند ادامه یافته، اما نتوانسته به بهبود زندگی مردم بینجامد. بازگشت نزدیک به ۳.۷ میلیون مهاجر، رشد سریع جمعیت و محدودیت ظرفیت اقتصادی، درآمد سرانه را ۵.۶ درصد کاهش داده و تورم را تا ۷.۶ درصد بالا برده است.
به بیان دیگر، کشوری که از نظر جمعیتی جوانترین سرمایه منطقه را در اختیار دارد، از نظر اقتصادی توان بهرهبرداری از همین سرمایه را ندارد؛ تناقضی که بار آن نخست بر دوش همین جوانان سنگینی میکند.
بیشتر بخوانید:
این وضعیت را باید در بستری گستردهتر نیز دید. کشورهای غربی، با برخورداری از برنامههای راهبردی، نهادهای کارآمد و ظرفیت تولیدی بالا، سالهاست از نیروی کار جوانان کشورهای آسیایی، ازجمله افغانستان، بهره میبرند؛ نیرویی که اگر در داخل کشور زمینه کار مییافت، میتوانست موتور محرک توسعه ملی باشد.
این مقایسه نشان میدهد که مسئله صرفاً کمبود منابع نیست، بلکه پیش از هر چیز فقدان برنامهریزی و اولویتبندی درست در سیاستگذاری داخلی است؛ خلأیی که در غیاب آن، جوانان بهجای تبدیلشدن به عامل تحول، به قربانیان یک چرخه معیوب بدل میشوند.
با این حال، نادیدهگرفتن این سرمایه بالقوه، هزینهای به مراتب سنگینتر از سرمایهگذاری بر آن خواهد داشت. گسترش دسترسی به آموزش عالی، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و طراحی سیاستهای حمایتی هدفمند، از جمله گامهایی است که میتواند مسیر مهاجرت اجباری را به مسیر مشارکت موثر تبدیل کند.
بدون چنین رویکردی، روند کنونی تخلیه نیروی جوان از کشور همچنان ادامه خواهد یافت و افغانستان بار دیگر فرصتی تاریخی برای بازسازی را از دست خواهد داد.
به صورت کلی، روز جهانی جوانان برای افغانستان نهتنها فرصتی برای جشن، بلکه یادآوری فوریتی است که نمیتوان آن را به تعویق انداخت. جوانان امروز، اگر نادیده گرفته شوند، بحران فردا خواهند بود؛ اما اگر مورد توجه و سرمایهگذاری جدی قرار گیرند، همان نیرویی خواهند بود که میتواند مسیر توسعه و ثبات را برای این کشور رقم بزند.
نویسنده: احمد ذکی احمدی




