
شهید سلیمانی؛ الگویی فراتر از مرزها و دورانها
سحرگاه ۱۳ جدی/دی سال ۱۳۹۸ خورشیدی، جهان شاهد اقدامی بود که فراتر از یک ترور هدفمند، نشانگر عمق نگرانی واشنگتن از توان راهبردی یک فرمانده میدانی بود. در این روز، جنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و شخصیت محبوب مقاومت، در حملهای هوایی امریکا در میدان هوایی بغداد به شهادت رسید. این اقدام تروریستی، در واقع اعتراف ضمنی به نقشی بود که سلیمانی در تغییر معادلات قدرت منطقهای ایفا کرده و استعمارگران و اشغالگران منطقهای آن را به عقب رانده بود.
سلیمانی در چهار دهه مبارزه و نقش ارزشمند خود، از جنگ تحمیلی هشتساله رژیم صدام حسین علیه ایران، تا نبردهای ضد تروریستی در سوریه و عراق، توانست ساختاری راهبردی بسازد که برخی تحلیلگران غربی از قدرت تعیینکننده آن بارها سخن گفتهاند. این ساختار که از لبنان تا یمن گسترده شده، نه صرفاً مجموعهای از گروههای مسلح، بلکه محوریت مقاومت بزرگی است که توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون کرد. «وی توانست آنچه را که دیپلماسیهای سنتی نتوانسته بودند محقق سازند، در میدانهای نبرد به واقعیت تبدیل کند»، تحلیلی که برخی کارشناسان امنیتی منطقهای بر آن تأکید دارند.
دو رویداد تاریخی، اهمیت استراتژیک سلیمانی را برجسته میسازد. نخست، شکست داعش در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۴ که طرحهای تجزیه منطقه را نقش بر آب کرد. زمانی که این گروه تروریستی در اوج قدرت خود، سرزمینهایی به وسعت بریتانیا را در عراق و سوریه اشغال کرده بود، سلیمانی با هماهنگی نیروهای محلی، تاکتیکهای نامتقارن و درک عمیق از جغرافیای سیاسی منطقه، روندی را آغاز کرد که به فروپاشی خلافت موهوم داعش انجامید.
دوم، ناکامی طرح «معامله قرن» و سیاست «فشار حداکثری» که با وجود تحریمهای سنگین، نتوانست محور مقاومت را از هم بپاشد. مقایسه نقشه خاورمیانه در سال ۲۰۰۰ با امروز، حاصل این معماری راهبردی را آشکار میسازد. آنچه واشنگتن و تلآویو «خاورمیانه جدید» مینامیدند، با وجود هزینههای تریلیون دالری و دو دهه مداخله نظامی، تحقق نیافت. طرح «اسرائیل بزرگ» که بر نقشههای استعماری مبتنی بود، با حضور حزبالله در لبنان، حشد الشعبی در عراق، و انصارالله در یمن، با بنبست راهبردی مواجه شد.
میراث سلیمانی، فراتر از دستاوردهای ارزشمند میدانی، در تغییر گفتمان مقاومت نیز نهفته است. وی نشان داد که مقاومت در برابر هژمونی سلطه، نه با تسلیم در برابر قدرتهای استعماری، بلکه با ساخت ظرفیتهای بومی و ائتلافهای منطقهای میسر است. این رویکرد، الگویی شد که امروز در جنبشهای مقاومت از فلسطین تا یمن بازتاب یافته است. سردار سلیمانی نه تنها یک فرمانده، بلکه معمار نظمی بود که هنوز در حال شکلگیری است و در آینده نیز تأثیرات آن را در معادلات قدرت منطقهای شاهد خواهیم بود.
نویسنده: سیدمحمد موسوی




