
گفتگو و تفاهم؛ راه حل بحران امروزی افغانستان
رویداد روز گذشته (سهشنبه، ۱۸ قوس/آذر) که سه جریان سیاسی مخالف طالبان را در قالب «همصدایی جریانهای همسو» گرد هم آورد، ابتکاری نیک در مسیر متلاطم سیاست افغانستان معاصر محسوب میشود. حضور برخی چهرههای برجسته سیاسی چون حنیف اتمر، احمد مسعود، عطامحمد نور، عبدالرشید دوستم، محمد محقق، یونس قانونی، اسماعیل خان و محمد عمر داوودزی در این نشست آنلاین، نشان از اراده جمعی برای شکستن انزوای سیاسی و ایجاد رویکرد نوین برای حل بحران کنونی دارد.
این ابتکار سیاسی در برههای تاریخی شکل گرفته که افغانستان در ورطه بحرانهای عدیدهای فرو رفته است. فقر گسترده، مهاجرتهای انبوه، بیکاری ساختاری و فضای خفقان سیاسی، جامعه افغانستان را به مرحله حساسی از خستگی رسانده است. در چنین شرایطی، تأکید مشترک اعضای این جریان بر حل سیاسی بحران از طریق گفتگوهای بینالافغانی، رویکردی واقعگرایانه و دور از تندروی نظامی به شمار میرود که میتواند زمینهساز تحولات سازنده باشد.
گفتگو و تعامل مسالمتآمیز، تنها مسیر پایدار برای عبور از بنبست کنونی است. تجربه تاریخی افغانستان به روشنی نشان داده که سیاستهای انحصارگرا، تکقومی و حذفگرا نه تنها به ثبات نینجامیده، بلکه جامعه را به سوی فروپاشی سوق داده است. بنابراین، هرگونه تلاش برای گشودن فضای سیاسی، احترام به کثرتگرایی و ایجاد ساختار فراگیر حکومتی، گامی در مسیر صحیح تلقی میشود. این همسویی میتواند پیامی قوی به جامعه جهانی و به ویژه به طالبان مبنی بر وجود اراده جمعی برای تغییر، مخابره کند.
با این حال، موفقیت این ابتکار منوط به شرایطی است که فراتر از اعلامیههای سیاسی قرار دارد. نخست، طالبان باید به عنوان طرف حاکم، آمادگی پذیرش واقعیتهای سیاسی-اجتماعی افغانستان را نشان دهند و از سیاستهای یکجانبه و انزواگرا فاصله بگیرند. دوم، جریانهای مخالف باید فراتر از همسویی لفظی، به ایجاد برنامهای جامع و عملیاتی برای مدیریت مرحله گذار بپردازند. سوم، جامعه جهانی نیز باید این فرآیند را با مکانیزمهای دیپلماتیک و فشار سازنده حمایت کند تا فضای لازم برای گفتگوی واقعی فراهم آید.
نکته بنیادین آن است که راهحل بحران افغانستان در عقلانیت، عدالت و همپذیری نهفته است نه در استبداد و نفی دیگری. مردم افغانستان که دههها قربانی جنگ، بیثباتی و قدرتطلبیهای گروهی بودهاند، سزاوار زندگی در جامعهای آرام، عادلانه و فراگیر هستند. همصدایی جریانهای سیاسی، اگر با جدیت، شفافیت و تعهد راستین دنبال شود، میتواند دریچهای به سوی افق روشنتر بگشاید.
اکنون که مکانیزم گفتگوی بینالافغانی با وضوح بیشتری تعریف شده، امید میرود این فرصت تاریخی هدر نرود و تمام اطراف درگیر با مسئولیت تاریخی خود در قبال نسلهای آینده، بر سر میز مذاکره بنشینند. تنها از این طریق است که گرههای کور بحران افغانستان گشوده خواهد شد و آغازگر تحولی بنیادین و پایدار خواهیم بود.




