
از شلیک فردی در امریکا تا باز کردن زخم قومی در افغانستان
رویداد تیراندازی یک تبعه افغانستان به دو عضو گارد ملی امریکا در نزدیکی کاخ سفید، از یکسو به روند رسیدگی به پروندههای مهاجرتی مهاجران افغانستان سایه افکند و از سوی دیگر، به بحران قومی دامن زد؛ افزون بر این، زمینه سوءاستفادههای سیاسی را فراهم کرده است.
به گزارش خبرگزاری استقامت، بسیاری از آگاهان و کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش به این رویداد واکنش نشان داده و انگیزه آن را نشاندهنده میزان تعصب و افراط مربوط به جامعه افغانستان دانستند.
نظری پریانی، روزنامهنگار اهل افغانستان در پیوند به این رویداد نگاشته است که اطلاعات اولیه هنوز تروریستی یا سیاسی بودن آن مشخص نشده اما بنابر احتمال زیاد اقدام او بیشتر ریشه در مسایل شخصی دارد تا یک نقشه گسترده یا انگیزه سیاسی و نیز ممکن که شخص سابقه کیفری هم داشته تا به این سطح اقدام رسیده است.
او نظر داده است: « ضعف احتمالی در روند مهاجرتی میتواند یک عامل بسیار کماهمیت در این اتفاق باشد اما یک نقطه قوت و مورد توجه رسانهها و تحلیلگران راستگرای امریکایی است.»
به گفته پریانی، چندی قبل نیز یک مهاجر اهل افغانستان، تعدادی از پولیس امریکایی را هنگام بررسی تخطی رانندگیاش با شلیک گلوله زخمی کرد که آن رویداد تروریستی و یا سیاسی نبود و بنابراین، رویداد اخیر، پیش از آنکه بازتابی از بحران مهاجرتی گسترده باشد، نمونه نادر از خشونت فردی است که رسانهها و سیاستمداران به دلیل حساسیتهای امنیتی و مهاجرت، آن را برجسته کردهاند.
این روزنامهنگار اهل افغانستان مطرح کرده که به دنبال رویداد فوق، بحث قومی از سوی کاربران شبکههای اجتماعی شدت گرفته و عدهای با انتقاد از تعمیم واژه افغان بر تمام شهروندان، خواستار تفکیک قومیتهای افغانستان در جرایم مشابه شدهاند.
بحث قومی زمانی به ارتباط این رویداد مطرح شد که رسانههای امریکایی، فرد مهاجم را «رحمانالله لکنوال» معرفی کرد. او باشنده ولایت خوست است و چند سال به عنوان عضو ارتش حکومت سابق افغانستان به عنوان همکار محلی نیروهایی امریکایی فعالیت کرده است.
رفتار یک فرد ربط به دین و قومش ندارد
آصف قندهاری، یکی از دانشجویان افغانستان اظهار کرده که عملکرد فردی یک شخص فورا رنگ قومی میگیرد و این بیماری اجتماعی گسترده است و حتی نخبههای این کشور از آن دور نماندهاند؛ در حالیکه رفتار یک فرد هیچ ربطی به دین و قومش ندارد.
این دانشجوی اهل افغانستان در ادامه ابراز نموده: «این شخص(فرد مهاجم) در گذشته از عوامل تحت حمایت سیا(CIA) در افغانستان بود، همان نیروهاییکه در عملیاتهای مخفی که برای ارتش امریکا پیامد حقوقی داشت، به کار گرفته میشدند. هنوز تحقیقات پولیس منتشر نشده، اما همه با عجله این عمل را قومی و دینی میکنند.»
وی در این انتقاد، وضعیت اسفبار مهاجرانی را که در کشورهای غربی رهاشدهاند، بهشدت مورد انتقاد قرار داد و تأکید کرد که ریشهی این فاجعه بیشتر به گذشتهی فردی آنان بازمیگردد؛ افرادی که به گفته وی، در برهوت مهاجرت و وعدههای زندگی آرمانیِ همکاران امریکاییشان گرفتار شدند، وعدههایی که هرگز رنگ واقعیت نگرفت و نشانههای همین شکست و سرخوردگی، امروز در رفتار لکنوال آشکار شده است.
از جانبی، برخی از کارشناسان سیاسی افغانستان در تبعید نیز به این موضوع به طور مفصل پرداخته و این رویداد را از زوایای مختلف بررسی کردهاند.
احمد سعیدی، کارشناس امور سیاسی افغانستان که خود نیز در تبعید به سر میبرد، چنین نگاشته است: «مهاجران افغان اکنون به شدت نگراناند که شاید فشارها بر افغانها در امریکا افزایش یابد. اما نباید یک حقیقت روشن را فراموش کرد که جرم عمل فردی است، نه نماینده یک ملت.»
به باور سعیدی، فشار بر پناهجویان تشدید تبعیض یا ایجاد بدبینی عمومی نسبت به یک جامعه کامل، نه تنها عادلانه نیست، بلکه بیرحمانه است که بسیاری از مهاجران خود قربانیان جنگ، خشونت و بیعدالت بودهاند، نه عامل آن.
این نخستین رویداد در امریکا نیست که به مهاجران افغانستان نسبت داده میشود، پیش از این نیز، مهاجران در کشورهای غربی و اروپایی مرتکب چنین جرمی شدهاند که این جرایم، تاثیرات عمیقی بر رسیدگی به پروندههای مهاجراتی شهروندان افغانستان گذاشته است.
ایالات متحده در جریان عملیات تخلیه پس از سقوط کابل در اگست ۲۰۲۱، بیش از ۱۰۰ هزار شهروند افغانستان را که بهعنوان همکار محلی با نیروهای امریکایی همکاری کرده بودند، به این کشور منتقل کرد.




