
چرخه معیوب بیثباتی در افغانستان و ضرورت گذار از وضعیت
نویسنده: سمیع الله ادیب
افغانستان در طول قرون اخیر، اسیر چرخهای ویرانگر از بیثباتی سیاسی بوده که بنیانهای توسعه و پیشرفت این کشور را به شدت متزلزل ساخته است.
این معضل مزمن نه تنها مانع از شکلگیری ساختارهای حکومتی کارآمد شده، بلکه افغانستان را از مسیر رقابتهای منطقهای و جهانی به طور کامل خارج کرده و آن را در حاشیه تحولات عصر نوین نگه داشته است. فقدان ثبات سیاسی به مثابه سرطانی مهلک، تمام ظرفیتهای بالقوه این سرزمین را تحلیل برده و آیندهای تاریک را پیش روی نسلهای آتی قرار داده است.
ریشههای این بحران چندوجهی و عمیق است. نخست، ناکارآمدی ساختاری نظامهای سیاسی متوالی که هیچیک نتوانستهاند بر پایه مشروعیت عمومی استوار شوند و همواره با فروپاشی زودهنگام مواجه شدهاند. دوم، رقابتهای قومی-زبانی ریشهدار که به دلیل نبود اجماع ملی بر سر توزیع عادلانه قدرت، هر بار کشور را به ورطه جنگهای داخلی فرو برده است. سوم، دخالتهای مستمر ابرقدرتها که برای حفظ منافع ژئوپلیتیک خود، هیچگاه به دولتهای افغانستان اجازه حاکمیت مستقل ندادهاند. چهارم، اقتصادی کاملاً وابسته به کمکهای خارجی و درآمدهای غیرقانونی که دولتها را از توان تأمین خدمات اساسی و امنیت محروم ساخته است.
پیامدهای این بیثباتی مداوم، فاجعهبار و چندبُعدی بوده است. منازعات خونین و پایانناپذیر، موجهای مهاجرت گسترده، تخریب زیرساختهای اقتصادی، و نابودی سرمایههای انسانی و فرهنگی از جمله عواقب سهمگین این وضعیت است.
جامعهای که میتوانست با بهرهگیری از ظرفیتهای بالقوه خود به قطب توسعه منطقهای تبدیل شود، امروز در ورطه عقبماندگی و ناامنی مطلق فرو رفته است. این شرایط بهویژه بر بخش اقتصادی تأثیرات مخرب گذاشته و هرگونه برنامهریزی بلندمدت را ناممکن ساخته است.
راهحل برونرفت از این بنبست، مستلزم اقدامات بنیادین و ساختاری است. تشکیل حکومتی مردمسالار و فراگیر که بتواند رضایت همگانی را جلب کند، نخستین گام حیاتی محسوب میشود. کنار گذاشتن رویکردهای انحصارطلبانه که همواره منشأ شکافهای قومی، مذهبی و زبانی بوده، از ضرورتهای اجتنابناپذیر دیگر به نظر میرسد. همچنین، دستیابی به توافقی ملی درباره چارچوب توزیع قدرت و منابع، میتواند زمینهساز ثبات پایدار باشد.
متأسفانه، افغانستان امروز همچنان در اسارت همان الگوهای ناکارآمد گذشته است و هیچ افق روشنی برای خروج از این وضعیت در چشمانداز نزدیک دیده نمیشود. با این حال، تحقق ثبات سیاسی نه تنها یک ضرورت، بلکه تنها راه نجات کشور از ویرانی مستمر است. این ثبات میتواند آغازگر فصل نوینی باشد که در آن افغانستان از چنگال جنگ و عقبماندگی رها شده و به سوی آیندهای مرفه و امن گام بردارد.




