بن‌بست سیاسی افغانستان؛ آیا انزوای بین‌المللی ادامه خواهد داشت؟

سید علی احمدی

بیش از چهار سال از بازگشت طالبان به قدرت می‌گذرد، اما افغانستان همچنان در حاشیه نظام بین‌المللی باقی مانده است. به جز روسیه، هیچ کشور یا نهاد بین‌المللی معتبری حکومت این گروه را به رسمیت نشناخته است.

این عدم شناسایی، نه تنها نشان‌دهنده تردیدهای جامعه جهانی درباره ماهیت حکومت فعلی است، بلکه بیانگر شکاف عمیقی است که میان سیاست‌های داخلی طالبان و هنجارهای پذیرفته‌شده جهانی وجود دارد. این انزوای مزمن، افغانستان را به جزیره‌ای سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده که پیامدهای آن بر زنده‌گی روزمره میلیون‌ها افغان سنگینی می‌کند.

در داخل افغانستان نیز، وضعیت از نظر مشروعیت سیاسی چندان روشن‌تر نیست. حکومت فعلی فاقد ساختارهای رایج حکومت‌داری مدرن است؛ نهادهایی چون پارلمان، انتخابات آزاد، و مشارکت سیاسی گسترده شهروندان، که در نظام‌های معاصر پایه‌های مشروعیت محسوب می‌شوند، در افغانستان امروز غایب‌اند.

این غیاب، نه‌تنها اعتبار داخلی حکومت را زیر سوال می‌برد، بلکه زمینه را برای بی‌ثباتی سیاسی و نارضایتی اجتماعی فراهم می‌آورد. جامعه‌ای که در حکومت خود احساس مالکیت و نمایندگی نکند، به سختی می‌تواند به ثبات و پیشرفت دست یابد.

تبعات این انزوای دوگانه، هم در عرصه بین‌المللی و هم در سطح داخلی، بسیار زیان‌بار بوده است. انزوای بین‌المللی افغانستان، مناسبات سیاسی و اقتصادی کشور با سایر ملل را به شدت محدود ساخته است. کمک‌های بشردوستانه و کمک‌های توسعه‌ای که زمانی شریان حیاتی اقتصاد افغانستان بودند، به میزان قابل‌توجهی کاهش یافته‌اند. این کاهش، در حالی رخ داده که نیاز مردم افغانستان به حمایت بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. فقر گسترده، بیکاری ساختاری و فروپاشی بخش‌های کلیدی اقتصادی، زنده‌گی را برای اکثریت مردم به چالشی روزمره تبدیل کرده است.

عدم شناسایی بین‌المللی، نقش افغانستان در محافل جهانی را نیز به شدت تضعیف کرده است. کشوری که زمانی عضو فعال سازمان ملل متحد و نهادهای منطقه‌ای بود، اکنون به تماشاگری منفعل در صحنه بین‌المللی تنزل یافته است.

این تنزل، نه‌تنها به معنای از دست رفتن فرصت‌های دیپلماتیک است، بلکه به معنای محرومیت از منافع اقتصادی، امنیتی و فرهنگی‌ای است که عضویت فعال در جامعه جهانی به همراه دارد. افغانستان، در واقع، از فرصت مشارکت در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای و جهانی که بر سرنوشت خود او تأثیر می‌گذارد، محروم مانده است.

بحران مهاجرت، یکی دیگر از پیامدهای مستقیم این وضعیت است. فقر مزمن، بیکاری گسترده و نبود امنیت اقتصادی، هزاران خانواده افغان را به ترک خانه و میهن واداشته است. این مهاجرت دسته‌جمعی، نه تنها ظرفیت انسانی کشور را تضعیف می‌کند، بلکه بار مشکلات اجتماعی و اقتصادی را بر کشورهای همسایه و مقصد نیز تحمیل می‌کند. هر خانواده‌ای که مجبور به ترک افغانستان می‌شود، نشانه‌ای از شکست در ایجاد شرایطی است که مردم بتوانند با امید و امنیت در سرزمین خود زنده‌گی کنند.

ادامه انزوای بین‌المللی افغانستان، نگرانی‌های جدی درباره آینده کشور برانگیخته است. راه خروج از این بن‌بست، مستلزم تحولات بنیادین در سیاست‌های داخلی و رویکرد به مسائل بین‌المللی است. تا زمانی که حکومت فعلی به هنجارهای پذیرفته‌شده حقوق بشر، فراگیری سیاسی و حکومت‌داری مسئولانه پایبند نباشد، احتمال شناسایی بین‌المللی و پایان انزوا بسیار ضعیف است. آینده افغانستان، در گرو انتخاب‌هایی است که امروز صورت می‌گیرد؛ انتخاب‌هایی که می‌تواند کشور را به سوی ادغام در جامعه جهانی ببرد یا در انزوا و رکود نگه دارد.

مطالب مرتبط

Back to top button